عبد الحي حبيبى
623
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
و كمربند ندارد و موقع پوشيدن چين خورده با تارى بدور كمر بسته مىشود ، و از رنگها سرخ و زرد هم مستعمل است . البسهء كشتريه ( طبقهء لشكريان ) و برهمنها ( روحانيون ) بسيار تميز و خوشنما و ساده و مطابق صرفه جوييست . پادشاه و وزيرانش البسهء مزين و تزيينات مختلف دارند ، و گاهى گلها را براى آرايش موى استعمال كنند ، و كلاههاى آراسته بجواهر با گردنبند و دست برنجن پوشند . « 1 » يكنفر زاير ديگر چينى كه در حدود 109 ه 727 م باميان را ديده و نامش هوى - تچه - او HAUEI - TCHE - AO بوده گويد : كه مردم باميان ، پيراهنهاى پنبهيى و پوستين و لباسهاى برك و غيره دارند ، و البسهء نخى نيز از پيداوار اينجاست . « 2 » ضرورت مردمان سرزمينهاى سرد و كوهساران و پيدايش پشم و جامههاى مويينهء گوناگون و پوستهاى نفيس گوسپند و قره قل و روباه و سمور و ديگر حيوانات مويدار دلالت دارد برينكه البسهء پشمى ( صوف ) و پوستينها و بالا پوشهاى نمدى ( كوسى ) و پارچههاى كرك و بشرويهء پتى و ديگر انواع منسوجات گرم پشمى رواج تام داشته كه تاكنون هم بقاياى آن پارچهها و البسه ديده مىشود . پيراهن طويل تا زانو با آستين و گريبان و تنبان چيندار كه اكنون هم لباس اغلب مردم افغانستانست ، پوشيدنى بود كه تمام مردم اعم از مرد و زن در ان مشترك بودند ، و مردان جنگى و يا سرداران و توانگران بالاى آن مطابق مقام و توانايى خرد پوستين يا چين برش خاص و يا احيانا چادر يا شالى را بر شانه مىانداختند ، چنانچه در مجسمهء كنيشكا پادشاه بزرگ كوشانى ( حدود 125 م ) ديده مىشود . « 3 » در دورهء كوشانيان كه بقاياى آن تا اوايل اسلام طول داشته ، لباس مرد عبارت از يك شلوار چيندار بود ، كه از بالا تا پايين چين خورده و پيراهن او پيراهن درازى بود ،
--> ( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 133 ( 2 ) - تاريخ افغانستان 2 / 396 ( 3 ) - رجوع كنيد به تصوير مربوط صفحه 31